بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یاملیکة الحسین
به چشم شب پره ی هیز،ماه ،زیبا نیست!
بتاب!دیر مکن...!درشبی که طولانی ست
تمام خاطره ها زنده می شود امشب
دم تو گرم ...غمت کمترازمسیحا نیست
دراین حوالی زشت – ازخداکه پنهان نیست –
به یمن جلوه تو نیزه "ماه پیشانی"ست
اجازه ده که سرجای خویش برگردم
برای کودک خورشید در زمین جا نیست
مراقبم نبرد سیل، عقل موسی را...!
شب است و دامنه کوه طور ، بارانی ست
اجاق سلطنت آن بهار روشن باد!
هوا، هوای گداکش ...شب زمستانی ست!
به خشک چشمی امروزیان ندارم کار
همیشه کوچه ابر سیاه بارانی ست
چگونه توبه کنم از گناه ناکرده؟
غبار توبه ، پی دامن پشیمانی ست