بسم الله الرحمن الرحیم
بسیار کلنجار رفتم تا بتوانم فراخور این شب که متعلق به هدیه رب العالمین ٬
کریم قبیله کرم٬ امام حسن غریب(علیه السلام) است کشکول گدایی بسازم...
چند بیتی ازیک غزلمثنوی بسیار طولانی تقدیم به حضرت ام الکتاب (علیها السلام)...
***
انگشت نمای "قوم کورم"
حس میکنم ابر بی عبورم
***
او باز کند لب اذانها
او دل بدهد به بی زبانها
از بهر نظاره اش هیاهوست
بند آمده راه آسمانها
خالی نشود به باده سوگند
از طعم کرامتش دهانها
در سفره شور و شعر پیداست
بوی تو دهند آب و نانها
شطرنج دل تو شطّ رنج است
مات اند تمام نکته دانها
مستان همه خاک بوس حُسن اند
بشمار مرا یکی از آنها !!
***
هر دیده که شد ز بحر غم٬ تر
در پیش خداست٬ محترم تر
چون فدیه شوم به عشق٬گردد
یک سوخته دل ز خلق ٬کمتر
تردید مکن!ندیده چشمی
از حضرت عشق ٬خوش قدم تر
***
او رنگ دل همه حنا هاست
او ناله به دوش ربنا هاست
***
ادامه مطلب