بسم الله الرحمن الحیم
کلمه الله هی العلیا
بعد ازظهور سیدالشعرا٬ حافظ وشاعرالشعرا ٬ بیدل ٬ سخن از شاعری برای همچو منی نشان از بی سلیقگی وخودشیفتگی بی ادبانه دارد ...ولی حکایت من بی مقدار ٬ آغاز تسلسل باطلی دیگر است.همه آزموده اند که شکست خودرا به چشم خود بگریند٬ من بی دست ٬ هم به پای این تسلسل افتاده ام !
تمام هم وغم ٬ برای محبت است ٬ چه حافظ درآن اوج بی مثالی ٬ چه من دراین حضیض بی مثالی ام!خوب است که ازین نظر گاه اذن دخولی بگیرم ... وگرنه همه ٬ چاه است و پیش رویم راه نیست!!
تمام هم وغم برای محبت است ٬ هرکس به مقداری که خودش را خرج میکند محب است ومحبوب ٬ شمایلی از شیفتگی دیوانه وار من وتوست.
اگر دست رانگرفت ٬سلسله پاگیر میخوانمش وگر دلت را به همراه نبرده است ٬فاصله ...!حکایت شعر است وتکفیر بی حوصله !سائلانه پی دست پاک ودل پاک میگردم ٬ امیدم به همین حرفهای نگفته است .هرکه وضوی خوش بینی گرفته ٬ سفره بابرکتی برایش آرزومندم .لغزشهای قلمم شاید راهی باشد برای بی محابا بودن نقد دلسوزانه شما...! بسم الله!